شده است‌. او به تبديل فلزات و ساير اصول كيمياگري اعتقاد داشت‌؛ ولي با برخي خصوصيات‌ كه شايد از ابن‌سينا الهام گرفته بود. قسمت مربوط به روان‌شناسي طبعاً شامل بحث مفصلي‌ درباره‌ٴ روٴيا بود. مجال معتنابهي به گياهان و جانوران اختصاص يافته و بالغ بر پنج باب فقط به‌ جانوران مربوط است‌. توصيف او از ماهيان ازتوصيف آلبرت كبير بهتر است‌.
نامه‌ٴ مجعول آكويلا سوماخوس و تئودوتيون به بطليموس شاه مصر درباره‌ٴ بازداري عيناً نقل‌ شده است‌. متن اصلي هر چه بوده مفقود شده‌، ولي يك ترجمه‌ٴ قديم كاتالونيايي از آن در دست‌ است‌، كه شايد قديمي‌ترين نوشته درباره‌ٴ بازداري به يكي از زبانهاي محلي اروپاست‌.
بخش مربوط به اصول در 17 باب و 2374 فصل است‌. اين بخش خلاصه‌اي است از معلومات نظري و عملي در شش گروه عمده‌: ادبيات‌، اخلاق‌، مكانيك‌، طبيعيات‌، رياضيات‌، الهيات‌. اين تقسيم‌بندي نشانه‌اي از فقر فكري ونسان است‌. عدد شش احتمالاً مبين شش روز و شش عصر تاريخ جهان است‌. اين بخش از موضوع‌هايي از قبيل دستور زبان‌، منطق‌، مزرعه‌داري‌، حقوق و كشورداري‌، حرفه‌هاي مختلف‌، طب (456 فصل‌)، فيزيك‌، رياضيات‌ (شامل استخراج اوقات‌)، اخترشناسي‌، اخترگويي‌، موسيقي‌، اوزان و مقادير، مساحي بحث‌ مي‌كند. حتي شامل يك واژنامه (حدود 3200 لغت‌) است‌. بايد توجه داشت كه بسياري از موضوع‌ها، از قبيل اخترشناسي‌، هم در بخش طبيعيات‌، و هم در بخش اصول آمده است‌. اشارات مربوط به اين موضوع‌ها شامل هر دو بخش است‌.
بخش تاريخ عبارت از تاريخ جهان است‌، بيشتر از نظر ديني و كليسايي‌، از آغاز تا حدود 1244، با اضافات بعدي (تا 1254). اين بخش در 31 باب و 3793 فصل است‌. ونسان در 1244، تاريخ مختصري (در 80 فصل‌)، نوشت كه آن را در اين بخش هم آورده است‌، يا كوب‌ فان مايرلانت اين بخش را به فرانسه ترجمه كرد.
(بخش معنويات يا اخلاقيات كه موٴلف ناشناسي آن را در اثناي سال‌هاي 1310 و 1325 تأليف‌ كرده‌، در 3 باب و 381 فصل است‌. در آن از موضوع‌هايي از قبيل اميال و فضايل‌، تجسم عيسي‌ و رنج‌هاي او، مرگ‌، برزخ‌، دادرسي نهايي‌، معاد، دوزخ‌، بهشت‌، گناهان‌، توبه بحث شده است‌).
شهرت ونسان مربوط به دايرةالمعارف اوست‌، كه علي‌ٰرغم سطح متوسطش‌، از بزرگ‌ترين‌ شاه‌كارهاي معارف قرون وسطاست‌. با اين همه‌، او تعدادي آثار ديگر هم درباره‌ٴ الهيات‌، دين و آموزش و پرورش نوشت‌. مي‌توان از دو اثر ياد كرد: در باب تربيت فرزند، كه آن را اندكي پس از بازگشت سن لوئي از جنگ صليبي‌، در اثناي سال‌هاي 1254 و 1260، براي همسر او مارگريت‌ پرونسي نوشت‌. اين رساله در 51 فصل درباره‌ٴ آموزش و پرورش است‌، و بخشي از آن به تربيت‌ بدني مربوط مي‌شود. رساله‌ٴ در تسليت دولت از دست رفته در 1260، خطاب به سن لوئي و به‌ خاطر مرگ يكي از پسران او نوشته شده است‌.